کاربران آنلاین : 990

ماجرای پنهان کردن ساره همسر حضرت ابراهیم در صندوق و احضار آن ها توسط حاکم مصر را در اینجا بخوانید.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک  

اهمیت پوشش زن در سیره ابراهیم (ع)

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع) در مسیر هجرت همراه ساره و لوط (ع) عبور می‌کردند. حضرت ابراهیم (ع) برای حفظ ناموس خود «ساره» از نگاه چشم‌های گناه کار، صندوقی ساخته بود و ساره را در آن قرار داد. هنگامی که به مرز ایالت مصر رسیدند، حاکم مصر به نام «عزاره» در مرز ایالت مصر مأموران گمرک را گماشته بود تا عوارض را از کاروان‌هایی که وارد سرزمین می‌شوند بازستاند، مأمور به بررسی اموال حضرت ابراهیم (ع) پرداخت تا اینکه چشمش به صندوق افتاد به حضرت ابراهیم (ع) گفت: «در صندوق را بگشا تا محتوای آن را قیمت کرده و یک دهم قیمت آن را برای وصول مشخص کنم.»

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع): خیال کن این صندوق پر از طلا و نقره است یک درهم آن را حساب کند تا بپردازم، ولی آن را باز نمی‌کنم.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک مأمور که عصبانی شده بود حضرت ابراهیم (ع) را مجبور کرد تا درب صندوق را باز کند.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک سرانجام حضرت ابراهیم (ع) به اجبار دژخیمان درب صندوق را گشود، مأمور وصول ناگهان زن با جمالی در میان صندوق دید و به حضرت ابراهیم (ع) گفت: «این زن با تو چه نسبتی دارد؟»

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع): این زن دخترخاله و همسر من است.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک مأمور: «چرا او را در میان صندوق نهاده‌ای؟»

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع): غیرتم نسبت به ناموسم چنین اقتضا کرد تا چشم ناپاکی به او نیافتد.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک مامور: «من اجازه حرکت به تو نمی‌دهم تا به حاکم مصر خبر بدهم تا او از ماجرای تو و این زن آگاه شود.»

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک مأمور برای حاکم مصر پیام فرستاد و ماجرا را به او گزارش داد حاکم مصر دستور داد تا صندوق را نزد او ببرند، می‌خواستند تنها صندوق را به نزد پادشاه ببرند که حضرت ابراهیم (ع) گفت: «من هرگز از صندوق جدا نمی‌شوم مگر اینکه کشته شوم.»

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرا به حاکم گزارش دادند، حاکم دستور داد صندوق را به همراه حضرت ابراهیم (ع) نزد او ببرند؛ مأموران و حضرت ابراهیم (ع) به همراه صندوق و سایر اموالشان نزد حاکم رفتند و پس از اینکه حاکم درب صندوق را باز کرد حضرت ابراهیم (ع) رو به حاکم مصر گفت: در این صندوق همسر و دخترخاله‌ام در میان آن است، حاضرم همه اموالم را بدهم، ولی درب صندوق را باز نکنم.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حاکم که از این سخن حضرت ابراهیم (ع) سخت ناراحت شد، او را مجبور کرد تا صندوق را بگشاید و ناگهان حاکم با نگاه ساره دست خود را به طرف او دراز کرد.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع) از شدت غیرت به خدا متوجه شد و عرض کرد: خدایا دست حاکم را از دست درازی به سوی همسرم کوتاه کن.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک بی‌درنگ دست حاکم در وسط راه خشک شد، حاکم به دست وپا افتاد و به ابراهیم گفت: آیا خدای تو چنین کرد!

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع): آری خدای من غیرت را دوست دارد و گناه را بد می‌داند او تو را گناه بازداشت.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حاکم: از خدایت بخواه دستم خوب شود در این صورت دیگر دست درازی نمی‌کنم.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع) از خدا خواست دست او خوب شد، ولی بار دیگر به سوی ساره دست درازی کرد که باز با دعای حضرت ابراهیم (ع) دست‌اش در میانه راه خشک شد و این موضوع سه بار از جانب حاکم مصر و حضرت ابراهیم (ع) تکرار شد.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع) دعا کرد و دست حاکم خوب شد، وقتی که حاکم این معجزه و غیرت از ابراهیم دید احترام شایانی به او کرد و گفت: تو در این سرزمین آزاد هستی هرجا می‌خواهی برو، ولی یک تقاضا از شما دارم کنیزی را به همسرت می‌بخشم تا او را خدمتگذاری کند.

ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک حضرت ابراهیم (ع) تقاضای حاکم را پذیرفت و کنیزی را به نام حاجر به ساره بخشید و به این ترتیب غیرت و معجزه و اخلاق حضرت ابراهیم (ع) موجب گرایش حاکم مصر به آیین حضرت ابراهیم (ع) یکتاپرستی شد و او را با احترام بسیار بدرقه کرد.


ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک ماجرای پنهان کردن همسر حضرت ابراهیم در صندوق-ایرناک منبع: قصه های قرآن به قلم روان، محمد محمدی اشتهاردی

(0 رای)
بازدید : 29 بار

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی