در خانواده ها ارتباط بین والدین و کودکان نقش موثری در شخصیت و آینده کوذکان دارد و ممکن است بی توجهی به فرزندان عوافب جبران ناپذیری داشته باشد.

نتایج بی توجهی به فرزندان و عواقب خطرناک آن

غفلت از کودک به چه معناست؟ غفلت از کودک در واقع به مفهوم شکست مداوم در ایجاد بستر مناسب برای مراقبت از او و توجه به نیازهای کودک است. این نیازها شامل غذا، یک محیط سالم یا نیازهای عاطفی کودک است، مثل احساس امنیت و عشق به دیگران.کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن در ایرناک کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن در ایرناک

بی توجهی به کودکان و عواقب آن

نتایج بی توجهی به کودکان و عواقب آن

فقدان این توجهات می تواند منجر به ایجاد صدمات جدی در سلامت و رشد کودک شود. اما چگونه این نوع کودکان به چشم می آیند.

نکته اینجاست، قبل از اینکه نشانه های روانشناختی و عاطفی این غفلت ها و بی توجهی ها فرصت بروز پیدا کنند، معمولا ما شاهد آثار فیزیکی بدیهی و آشکار آنها هستیم. برخی از این نشانه ها که به آنها اشاره می شود ممکن است تنها به غفلت از کودک مربوط نباشند و در واقع نشانه های فقر و محرومیت محسوب می شوند.

  • احساس گرسنگی مکرر
  • رفتن به مدرسه با لباس های کثیف
  • عدم مراجعه به دکتر در زمان بیماری
  • توجه مداوم به خود در تنهایی و در کنج خانه، به دور از ارتباط با دیگران تا سن 16 سالگی
  • رها شده وبه نوعی فراموش شده
  • زندگی در شرایط خطرناک در کنار دارو و الکل و خشونت
  • فقدان انعطاف لازم برای هماهنگی با مدرسه
  • کودکانی اغلب عصبانی، پرخاشگر و صدمه زننده به خود
  • و بلاخره کودکانی که برای ایجاد ارتباط اجتماعی با سایر کودکان دچار مشکلات جدی هستند.

چرا و چگونه شرایط غفلت از کودکان شکل می گیرد؟ معمولا ارائه دقیق یک دلیل مهم برای اینکه چرا غفلت از کودکان اتفاق می افتد، کار آسانی نیست. در موارد بسیاری والدین تنها یک الگو از پدر و مادرهایشان برای رفتار با کودکان شان آموخته اند. به همین دلیل است که کمک به این نوع بچه ها و مراقبت کنندگان از آنها برای ایجاد تغییر شرایطی که خود را در آن پیدا می کنند، مسیری طولانی و زمان بر است.

انواع برخورد والدین با فرزندان

در مسألۀ تربیت، خانواده ها را از منظر برخورد والدین با فرزندان، می توان به سه گروه کلی تقسیم نمود:

الف. خانواده های مستبد(خودکامه): الگوی تربیتی در این خانواده ها، بر مبنای سخت گیری های بی مورد، تنبیه بدنی، دستورات پی در پی و انتظارات بی جا، عدم احترام به فرزندان، عدم توجه به احساسات و عواطف و اجازۀ اظهار نظر به فرزندان در دستور کار قرار دارد.

بی توجهی به کودکان در خانواده های مستبد

بی توجهی به کودکان در خانواده های مستبد

فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند عموماً گرفتار ویژگیهای زیر می شوند:

۱- احساس حقارت و کوچک بودن می کنند.

۲- شخصیت مستقل ندارند.

۳- از خودباوری و اعتماد بنفس تهی اند.

۴- به توانمندی های خود واقف نیستند.

۵- نسبت به دیگران افکار منفی دارند.

۶- بیشتر به دیگران متکی اند.

۷- قدرت تصمیم گیری ندارند.

۸- استعداد و خلاقیت کمتری از خود نشان می دهند.

۹- از انجام یک وظیفه به خوبی بر نمی آیند.

۱۰- دارای اختلالات روانی هستند.

۱۱- و از همه مهمتر با والدین و اطرافیان خود دچار کشمکش و درگیری اند و از با اصول و فرهنگ خانوادۀ خود به شدت تعارض دارند.

ب:. خانواده های مداراگر: الگوی تربیتی در این خانواده ها، بر مبنای مدارای شدید و دادن آزادی عملافراطی به فرزندان، تسلیم در برابر خواسته هاشان، توجه بیش از حد به تمایلات و خواسته های فرزندان شکل گرفته است.

تربیت کودک در خانواده های مداراگر

تربیت کودک در خانواده های مداراگر

فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند عموماً گرفتار ویژگیهای زیر می شوند:

  • فقدان احترام و سپاسگذاری به والدین
  • مسئولیت پذیر نیستند.
  • از رشد عاطفی و اجتماعی بسیار پائینی برخوردارند.
  • هنگام ورود به جامعه پرخاشگرند و خود از از همه طلبکار می دانند.
  • اگر در گروه پرخاشگر قرار گیرند احتمال بزهکاری آنها زیاد است.
  • رفتارهای دیگران را نمی پذیرند.
  • دچار خود بزرگ بینی اند و خود را مهم تر از دیگران می دانند.

ج : خانواده های آزادمنش (معتدل): الگوی تربیتی در این خانواده ها، بر مبنای نظارت و کنترل دقیق بر رفتار فرزندان، تکریم و ارزش گذاری، استفاده از اظهار نظر ایشان، مشارکت دادن در تصمیم گیری ها با فرزندان، برخورد منطقی و مستدل، پرهیز از تنبیه بدنی، پذیرش فرزندان با نقاط ضعفشان، گوش دادن به سخنان فرزندان، اختصاص وقت مخصوصی برای فرزندان، احترام به توانمندی های ایشان و ابراز مداوم توجه و محبت به فرزندان شکل گرفته است.

تربیت کودک در خانواده های آزادمنش

تربیت کودک در خانواده های آزادمنش

نتیجه ای که از این الگوی تربیتی حاصل می شود و فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند به قرار زیر است:

  • دارای اعتماد بنفس لازم هستند.
  • برای کسب استقلال خود تلاش می کنند.
  • دارای ابتکار و خلاقیت و سازندگی هستند.
  • می توانند در اوج مسئولیت پذیری باشند.
  • معمولاً تضادی با والدین ندارند.
  • در اوج سازگاری با اصول، فرهنگ و انتظارات منطقی اطرافیان هستند.
  • نگران و مضطرب نیستند.
  • از والدین حرف شنوی لازم را دارند.
  • نسبت به احساسات و عواطف دیگران پذیرائی لازم را دارند.
  • فردی آرام با خلق و خوی معتدل هستند.

نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود عبارت از این است که در عصر ارتباطات و دورانی که بدلیل تأثیرات وسیع و عمیق محیطی بر نسل امروزی زمینه های گسست فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی فرزندان و والدین به شدت وجود دارد، برای به حداقل رساندن این فاصله و شکاف و تقویت ارتباطات صحیح فی مابین و حفظ گرمای موجود کانون خانواده، می بایست خانواده ها بر انتخاب الگوی صحیح تربیتی دقت و اتفاق نظر داشته باشند.

بدون شک با توجه به ویژگی هائی که در بارۀ الگوها و مدل های تربیتی سه گانه برشمردیم، الگوی سوم (خانواده های آزادمنش) مناسب ترین و کارسازترین الگو برای تأمین خواست و آرزوی هر خانواده ای است. و به همین میزان که این الگو، والدین را به نمونۀ خانوادۀ موفق و فرزندانی سازگار و آرام و ارزشمند نزدیک می کند، بکارگیری از دو مدل دیگر، یعنی الگوی مستبد و مداراگر، خانواده را از مسیر اصلی توفیق و آرامش، که موهبتی الهی به خانواده است دور و دورتر می کند.

علت رفتار های غلط والدین با کودکان

علت رفتار های غلط والدین با کودکان

عامل اساسی بی توجهی والدین به کودکان

تحقیقات نشان می دهند که میان مشکلات والدین و غفلت از کودکان وجود دارند. این مشکلات میتواند شامل این موارد باشد:

بازدید : 2,001 بار
کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن
5.0
out of
5
(
1
) votes

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی

loading...