ضرب المثل بابات هم زبانش دراز بود که مجبور شدم بخورمش در مورد افراد زورگویی به کار می‌رود که برای اثبات خودشان بهانه گیری و دلیل تراشی می‌کنند.

زمینه پیدایش

ضرب المثل بابات هم زبانش دراز بود که مجبور شدم بخورمش در ایرناک ضرب المثل بابات هم زبانش دراز بود که مجبور شدم بخورمش در ایرناک روزی روزگاری در جنگلی بزرگ حیوانات زیادی در کنار هم زندگی می‌کردند در آن جنگل هم حیوانات وحشی بودند که حیوانات دیگر را می‌خوردند و هم حیوانات اهلی که علف و گیاه می‌خوردند. یکی از این حیوانات گرگ بود که غذایش حیوانات جنگل بود. یک روز گرگ خیلی گرسنه بود، در حدی که حتی توان دویدن و کشتن حیوانی را نداشت، فکر کرد با روش‌های ساده‌تری هم می‌توان غذا خورد. رفت و بالای چشمه ایستاد، تا بتواند خوب حیواناتی که برای نوشیدن آب می‌آیند را ببیند. گرگ بره‌ی کوچکی را دید که به تنهایی آمد تا آب بنوشد.

گرگ از بالای چشمه فریاد زد : آهای! چرا آب را گل‌آلود می‌کنی؟ بره به گرگ نگاه کرد و گفت : شما سرچشمه ایستاده‌اید و آب از زیر پای شما می‌آید، ولی من که این پایین هستم آب را گل‌آلود کرده‌ام؟ گرگ که منتظر بهانه‌ای بود، گفت: همان جا باش تا بیایم پایین و تو را بخورم، پدرت هم همینطور حاضر جواب بود که مجبور شدم بخورمش. بره از این فرصت استفاده کرد و توانست از دست گرگ فرار کند.

بازدید : 208 بار
(0 رای)

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی