ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله(با همه آره ، با ما هم آره) در مورد افرادی به کار می‌رود که با تمام حیله‌ها و زرنگی‌ها می‌خواهند دیگران را فریب بدهند.

زمینه پیدایش

ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک روزی روزگاری، مرد تاجری که در تمام معامله‌هایش ضرر می‌کرد و این ضررها باعث شده بود تمام دارایی‌هایش را از دست بدهد. پس از مدتی مرد به فکرش رسید از دوستانش پول قرض بگیرد و با پول آنها خرید و فروش کند و با سود حاصل از آن قرض دوستانش را بدهد ولی روزگار به نحوی که او برنامه ریزی کرده بود پیش نرفت و مرد باز هم ضرر کرد.

ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک بعد از گذشت چند ماه کم کم سروکله‌ی طلبکاران پیدا شد. هر روز به نحوی با آنها روبه رو نمی‌شد و فرار می‌کرد. زنش که از این وضعیت خسته شد گفت: باید به فکر راه چاره‌ای باشی با این رویه من به آنها دروغ نمی‌گویم و تو را به دست طلبکاران می‌دهم. مرد از خانه خارج شد و به سراغ یکی از دوستان صمیمی‌اش که از قضا یکی از طلبکاران هم بود رفت و گفت: من دیگر دیوانه شده‌ام نمی‌دانم چه کار کنم؟ این از اوضاع کسب و کار که خودت بهتر می‌دانی و این هم از طلبکاران که من رو رها نمی‌کنند.

ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک دوستش گفت: دیوانه شده‌ای چه خوب! مرد بدهکار گفت: این که من از دست طلبکارها دیوانه شده‌ام خوب است؟ دوستش گفت: می‌خواهی راهی را به تو نشان دهم که از دست طلبکارها خلاص شوی؟ مرد گفت: بله، هرچی باشه قبول فقط من رو از این مهلکه نجات بده. دوستش گفت: این کار یک شرط دارد؟ مرد قبول کرد شرطش هرچه باشد اجابت کند. دوستش گفت: وقتی از مهلکه نجات پیدا کردی اولین کسی که طلبش را تسویه کردی باید من باشم. بدهکار قبول کرد آن وقت دوستش گفت: من از تو نزد قاضی شهر شکایت می‌کنم ولی تو فقط بگو بله. کاری به سؤال نداشته باش فقط بگو بله. قاضی فکر می‌کند که تو به خاطر فشار عصبی که این مدت تحمل کردی دیوانه شدی و تو را رها می‌کند. با هم به محکمه‌ی شهر رفتند و مرد طلبکار گفت: من از این آقا شاکی هستم؟ پولی از من گرفته و حالا پس نمی‌دهد. قاضی از مرد بدهکار سؤال کرد. تو پولی از این مرد قرض گرفته‌ای؟ گفت: بله. پرسید: چرا پولش را پس نمی‌دهی؟ گفت: بله. قاضی گفت: این مرد به تو پول قرض داده و تو باید آن را برگردانی؟ گفت: بله. قاضی گفت:نگو بله بگو می‌خواهی با بدهیت چکار کنی؟ مرد گفت: بله. خلاصه هرچه قاضی می‌پرسید: مرد فقط می‌گفت: بله. آخر قاضی خسته شد و گفت: این مرد دیوانه است. این که نمی‌تواند بدهی کسی را پس دهد. فعلاً شما از شکایت صرفنظر کن تا ببینیم در آینده چه پیش می‌آید. و مرد بدهکار را آزاد کرد.

ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک دو مرد بدهکار و طلبکار از هم جدا شدند و هرکدام به خانه‌های خود رفتند. چند روز بعد طلبکار به خانه‌ی بدهکار آمد و گفت: خوش می‌گذرد، خوب از دست طلبکارها فرار کردی! مرد گفت: بله. دوستش گفت: مرد حسابی مگر قرار نبود بعد از دادگاه بدهی مرا تسویه کنی؟ مرد گفت: بله، دوستش گفت: الوعده وفا، من آمده‌ام تا بدهی‌ام را بگیرم. و مرد باز هم گفت: بله، هرچه دوستش گفت: جوابش همان بله بود و بس. دوستش که از دست او دیگر کلافه شده بود گفت: با همه بله، با ما هم بله. و مرد دوباره گفت: بله.

ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک ضرب المثل با همه بله ، با ما هم بله-ایرناک  

حکایتی دیگر

ضرب المثل بالا ناظر بر توقع و انتظار است. دوستان و بستگان به ویژه افرادی که خدمتی انجام داده منشا اثری واقع شده باشند همواره متوقع هستند که طرف مقابل به احترام دوستی و قرابت و یا به پاس خدمت، خواستشان را بدون چون و چرا اجابت نماید و به معاذیر و موازین جاریه متعذر نگردد و گرنه به خود حق می دهند از باب رنجش و گلایه به ضرب المثل بالا استناد جویند.

عبارت بالا که در میان طبقات مردم بر سر زبانهاست به قدری ساده و معمولی به نظر می رسد که شاید هر گز گمان نمی رفت ریشه تاریخی و مستندی داشته باشد، ولی پس از تحقیق و بررسی ریشه مستند آن به شرح زیر معلوم گردیده است.

در حدود هشتاد سال قبل ( یعنی نیمه اول قرن چهاردهم هجری قمری) یکی از رجال سرشناس ایران که از ذکر نامش معذوریم به فرزند ارشدش که برای اولین بار معاونت یکی از وزارتخانه ها را بر عهده گرفته بوداز باب موعظه و نصیحت گفت:« فرزندم، مردمداری در این کشور بسیار مشکل است زیرا توقعات مردم حد و حصری ندارد و غالبا با مقررات و قوانین موضوعه تطبیق نمی کند.

مرد سیاسی و اجتماعی برای آنکه جانب حزم و احتیاط را از دست ندهد لازم است با مردم به صورت کجدار و مریز رفتار کند تا هم خلافی از وی سر نزند و هم کسی را نرنجانده باشد. به تو فرزند عزیزم نصیحت می کنم که در مقابل پاسخ هر جمله با نهایت خوشرویی بگو: « بله، بله». زیرا مردم از شنیدن جواب مثبت آن قدر خوششان می آید که هر اندازه به دفع الوقت بگذرانی تاخیر در انجام مقصود خویش را در مقابل آن بله می شمارند.»

فرزند مورد بحث در پست معاونت و بعد ها کفالت وزارتخانه مزبور پند پدر را به کار بست و در نتیجه قسمت مهمی از مشکلات و توقعات روزمره را با گفتن کلمه « بله» مرتفع می کرد. قضا را روزی پدر یعنی همان ناصح خیر خواه راجع به مطلب مهمی به فرزندش تلفن کرد و انجام کاری را جدا خواستار شد. فرزند یعنی جناب کفیل وزارتخانه بیانات پدر بزرگوارش را کاملا گوش می کرد و در پاسخ هر جمله با کمال ادب و تواضع می گفت:« بله، بله قربان!» پدر هر قدر اصرار کرد تا جواب صریحی بشنود پسر کماکان جواب می داد : « بله قربان. کاملا متوجه شدم چه می فرمایید. بله، بله!»

بالاخره پدر از کوره در رفت و در نهایت عصبانیت فریاد زد:« پسر، این دستور العمل را من به تو یاد دادم. حالا با همه بله. با من هم بله؟!»

(0 رای)
بازدید : 60 بار

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی