ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر برای کسانی به کار می‌رود که از سختی درس و شرایط تحصیلی نزد خانواده‌هایشان شکایت می‌کنند.

زمینه پیدایش

ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک در زمانهای دور که شکل زندگی مردم با حالا خیلی فرق داشت، درس خواندن و باسواد شدن کار بسیار سخت و دشواری بود که از عهده‌ی هرکسی برنمی‌آمد. در آن دوره بچه‌ها باید به مکتبخانه می‌رفتند تا سواد خواندن و نوشتن و سواد دینی به آنها آموخته شود. دانش آموزان هر روز باید درسشان را می‌خواندن تا فردا به سؤالات استاد پاسخ دهند. در غیر این صورت تنبیه در انتظارشان بود.

ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک در یکی از شهرها مکتب خانه‌ای بود با استادی بسیار باسواد و فرزانه و آشنا به علوم زمانه‌ی خود. تنها اشکال استاد این بود که چون خیلی پیر و کم حوصله بود، حوصله بازیگوشی و کم کاری بچه‌ها را نداشت و با کوچکترین نافرمانی بچه‌ها را به شدت تنبیه می‌کرد و حتی گاهی به فلک می‌بست. (وسیله‌ای چوبی که به کمک آن پای دانش آموز را ثابت نگه می‌داشتند و استاد می‌توانست با ترکه به کف پای دانش آموز بزند).

ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک به همین دلیل هر روز وقتی بچه‌ها به خانه بازمی‌گشتند از دست استاد نزد پدر و مادرانشان شکایت می‌کردند و از آنها می‌خواستند آنها را به استادی خوش اخلاق‌تر و مهربان‌تر بسپارند. تا اینکه خانواده‌ی چند تا از بچه‌ها استاد دیگری یافتند که قبول کرد آنها را به شاگردی بپذیرد. ولی خانواده گروهی از شاگردان دوست داشتند فرزندانشان نزد استاد پیر بمانند. استاد جدید که می‌دانست این دانش آموزان نزد استادی بزرگ شاگرد بودند، دلیل خانواده‌ها را برای تغییر استاد پرسید و فهمید که آنها فقط به خاطر اخلاق تند استاد و تنبیه دائم به سراغ او آمده‌اند. استاد جدید تصمیم گرفت کمترین تکلیف را به آنها بدهد و کمترین سؤال و جواب را از این دانش آموزان داشته باشد. شاگردان استاد جدید که خیلی خوشحال بودند اغلب در مکتبخانه با بازی، خوشگذرانی و تفریح اوقات خود را سپری می‌کردند و در کل خیلی به این گروه از دانش آموزان خوش می گذشت.

ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک ضرب المثل جور استاد به ز مهر پدر-ایرناک تا اینکه پایان سال تحصیلی فرارسید بچه‌هایی که در مکتب خانه‌ی استاد پیر درس خوانده بودند و تلاش بیشتری کرده بودند قادر به خواندن و نوشتن بودند. ولی بچه‌های مکتب خانه استاد مهربان و جوان که تمام سال را به بازیگوشی سپری کرده بودند از حداقل سواد و حساب هم بهره نبرده بودند و یک سال خود را به هدر داده بودند. اینجا بود که خانواده‌ها فهمیدند جور استاد، به ز مهر پدر.

(0 رای)
بازدید : 27 بار

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی