ضرب المثل فوت کوزه‌گری است در مورد افرادی است که بدون داشتن تجربه کافی کاری را نسنجیده انجام می‌دهند.

ریشه ضرب المثل

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک روزی روزگاری، در روستای کوچکی کوزه گر ماهری بود که کاسه و کوزه لعابی می‌ساخت. کار او به حدی زیبا و قشنگ بود که مردم از روستاهای اطراف به کارگاه او می‌آمدند و از او کوزه می‌خریدند و مشتریان فراوانی داشت. کوزه گر شاگرد زیرک و باهوشی داشت که چند سالی شاگردی او را کرده بود، او این کار را به خوبی انجام می‌داد و اکثر کارهای کارگاه کوزه گری را شاگرد به تنهایی انجام می‌داد.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک تا اینکه شاگرد تصمیم گرفت خود کارگاهی راه اندازی کند و این زحمات را در کارگاه خود بکشد و تمام سود را خود بردارد و به همین دلیل شروع کرد به بهانه آوردن و گفت که کار من سخت است و دستمزد من کم. کوزه گر قدری مزدش را زیاد کرد. ولی شاگرد بعد از چند روز دوباره از کمی دستمزدش اظهار نارضایتی کرد. کوزه گر به او گفت: اگر در این شهر جایی بیشتر از این به تو مزد می دهند، برو در آن کارگاه شروع به کار کن. شاگردش هم گفت: می‌خواهم بروم و کارگاهی برای خود راه بیندازم و خودم استادکار آن شوم. شاگرد رفت و با اینکه رسم مروت نبود مرد کوزه‌گر را در کارگاهش دست تنها گذاشت.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک او بعد از چند هفته کارگاهی برای خود دست و پا کرد و از آنجا که قبل از جدا شدن از مرد کوزه گر با یکی از مشتریانش صحبت کرده بود و سفارش کوزه گرفته بود. بهترین خاک رس را تهیه کرد با آب مخلوط کرد و حسابی ورز داد و شروع بکار کرد بعد از ساختن کوزه‌ها آنها را در کوره داد تا بپزد. زمانی که کوزه‌ها را از کوره خارج کرد، دید همه تیره و کدر هستند. آنها را کنار گذاشت و دوباره شروع به کار کرد تا سفارش‌ها را تا زمان مقرر آماده سازد. او تمام مراحل را این بار به دقت بیشتری انجام داد ولی دوباره کوزه‌های کدر و تیره از کوره خارج کرد، بسیار عصبانی شد و تمام کوزه‌ها را شکست.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک روز بعد با شرمندگی فراوان پیش استادش رفت. یک نمونه از کوزه‌های کدرش را هم با خود برد. ماجرا را کامل برای استاد کوزه گر خود تعریف کرد و نمونه را هم نشان داد و گفت: من می‌خواستم کسب و کاری به راه بیندازم و با شما رقابت کنم ولی هرچه تلاش کردم سفالی بهتر از این نتوانستم بسازم.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک استاد از او پرسید خاک را از کدام معدن تهیه کردی؟ از آن معدن… استاد گفت: درست است. گل را چطور خمیر کردی؟ اینطوری… استاد گفت: درست است تا اینجا همه‌ی مراحل درست بود. ولی انصاف نبود تو من پیرمرد را به یکباره دست تنها رها کنی و به سراغ کار خود روی. اما حالا که آمدی حداقل باید تا زمانی که بتوانم شاگردی به زرنگی تو پیدا کنم پیشم بمانی و در کارها به من کمک کنی تا من هم تو را راهنمایی کنم. شاگرد که چاره‌ای نداشت پذیرفت و از فردا مثل همیشه خاک مرغوب را مهیا می‌کرد و خمیر می‌کرد. کوزه‌ها را می‌ساخت و با استادش آنها را در کوره‌ها قرار می‌داد و بعد از پخت سفال‌های زیبا و براق را خارج می‌کردند.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک شاگرد مدتی در کنار استادش به کار مشغول بود تا اینکه استاد شاگرد جدیدی پیدا کرد. شاگرد پیش استادش رفت و گفت: طبق قولی که به هم دادیم من تا زمانی که شاگرد جدیدی بیابید در کنار شما کار کردم. حالا تو به قولت وفا کن و دلیل اینکه چرا کوزه‌هایی که من می‌ساختم، کدر و بدرنگ می‌شد ولی برای تو شفاف و براق را به من بگو.

ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک ضرب المثل فوت کوزه‌ گری است-ایرناک استاد گفت: گل بیاور و کوزه درست کن صبر کن تا خشک شود تا رمز کار را به تو بگویم. شاگرد این کار را کرد. و استاد زمانیکه باید کوزه‌ها را داخل کوره قرار می‌داد آنها را یکبار فوت کرد تا گرد و خاک کارگاه که روی کوزه تازه خشک شده نشسته تمیز شود. بله پسرم رمز کار تو فوت کوزه گری بود.

(0 رای)
بازدید : 54 بار

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی