در خانواده ها ارتباط بین والدین و کودکان نقش موثری در شخصیت و آینده کوذکان دارد و ممکن است بی توجهی به فرزندان عوافب جبران ناپذیری داشته باشد.

نتایج بی توجهی به فرزندان و عواقب خطرناک آن

کودکان بسیاری در سراسر دنیا از بی توجهی و کم توجهی والدین خود رنج می برند. البته نکته ی حائز اهمیت این است که بی توجهی به کودکان ، با نادیده گرفتن رفتار های منفی و کم توجهی تفاوت بسیاری دارد.کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن در ایرناک کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن در ایرناک

بطور کلی ، بی توجهی به فرزندان به عدم توانایی والدین یا سرپرستان کودکان در بر آورده کردن نیاز های کودکان از جمله غذا و مواد خوراکی ، خانه و سرپناه ، لباس و پوشاک ، مراقبت های پزشکی و سلامتی روحی کودکان اطلاق می شود ، تا جایی که سلامت و زندگی کودک را مورد تهدید قرار دهد.

انواع بی توجهی به کودک

بی توجهی و یا کم توجهی به کودکان در شکل ها و زمینه های مختلفی صورت می گیرد. در این بخش از ایرناک به برخی از موارد شایع بی توجهی به کودکان اشاره می کنیم. این موارد شامل :

نظارت نامناسب : تنها گذاشتن کودکی در خانه ، که توانایی مراقبت از خود را ندارد ، عدم تامین ایمنی و یا سپردن کودک به سرپرستانی نا لایق ، مراقبت نکردن از کودک در شرایط خطرناک

بی توجهی معنوی : قرار دادن کودکان در شرایط دعوای خانوادگی ، عدم پشتیبانی احساسی از کودک ، قرار گرفتن کودک در معرض مواد مخدر

بی توجهی مادی : توجه نداشتن به نیاز های پایه ی یک کودک مانند بهداشت ، پوشاک ، تغذیه ، خانه و سرپناه ، رها کردن کودک

بی توجهی آموزشی : عدم ثبت نام کودک در مدرسه ، بی توجهی به نیاز های آموزشی کودکان ، اجازه دادن مکرر و بی دلیل به کودک برای غیبت در مدرسه

بی توجهی پزشکی : بی توجهی و یا تاخیر در برآورده کردن نیاز های ضروری و یا مورد نیاز کودک.

عدم شناخت والدین از میزان سطح درک فرزندان

برخی از والدین ، اغلب توجهی به مراحل رشد ذهنی ، سطح درک و میزان فهم فرزندان در مراحل رشد آنها نمی کنند؛ به اعتقاد آنها ، نوجوانان درست مانند ما می فهمد و آن چه را احساس و درک می کنیم ، آنها هم همان طور احساس و درک می کند.

این تصور اشتباه است .یکی از وظایف مهم اولیا و مربیان ، توجه دقیق به مراحل رشد ، سطح توانایی های عقلی ، میزان اطلاعات کودکان و نوجوانان است.اغلب توجهی به سطح توانایی های عقلی و ظرفیت ذهنی کودکان و نوجوانان نمی شود. بنابراین در درجه اول ، باید بفهمیم که کودکان و نوجوانان ، به نحوی ، متفاوت از بزرگسالان می اندیشند.

بی محبتی و بی توجهی به کودک

نشانه های بی توجهی به کودک

بطور معمول ، یک معلم یا اغلب یک همسایه ی دلسوز ممکن است نشانه های خطر کودکی که مورد بی توجهی واقع می شود را شناسایی کند.ممکن است لاغری بیش از حد کودک ، یا کودکی که به ندرت به مدرسه می رود ، یا کودکی که دائما درحال بازی کردن در بیرون خانه است ، از نشانه های بی توجهی به کودکان باشد.

برخی از نشانه های رایج که نشان می دهد یک کودک مورد بی توجهی سرپرستان و والدین خود قرار می گیرد ، عبارتند از :

  • غیبت های مکرر در مدرسه
  • عدم نظافت کافی در کودک
  • عدم حضور کسی در خانه به منظور مراقبت از کودک
  • دزدیدن و یا درخواست غذا یا پول
  • مصرف مواد مخدر یا الکل
  • عدم پوشیدن لباس های تمیز و لباس های مناسب با هوا های متفاوت
  • عدم بهداشت مانند سلامت دندان ها و ضعیفی چشم
  • احساس گرسنگی مکرر
  • رفتن به مدرسه با لباس های کثیف
  • عدم مراجعه به دکتر در زمان بیماری
  • توجه مداوم به خود در تنهایی و در کنج خانه ، به دور از ارتباط با دیگران تا سن 16 سالگی
  • رها شده وبه نوعی فراموش شده
  • زندگی در شرایط خطرناک در کنار دارو و الکل و خشونت
  • فقدان انعطاف لازم برای هماهنگی با مدرسه
  • کودکانی اغلب عصبانی ، پرخاشگر و صدمه زننده به خود
  • و بلاخره کودکانی که برای ایجاد ارتباط اجتماعی با سایر کودکان دچار مشکلات جدی هستند.
عامل اساسی بی توجهی والدین به کودکان

تحقیقات نشان می دهند که میان مشکلات والدین و غفلت از کودکان وجود دارند. این مشکلات میتواند شامل این موارد باشد :

بی توجهی به کودکان و عواقب آن

نتایج بی توجهی به کودکان و عواقب آن

عواقب بی توجهی به کودک

حتی اگر یک کودک بتواند از شرایط بی توجهی و بد بودن سرپرست های خود رها شده و از آن فاصله بگیرد ، باز هم تا مدتها ، نتایج و عوارض بی توجهی به کودک را می توان در رفتار و منش کودک مشاهده کرد.

مشکلات زیر از نتایج و عواقب بی توجهی به کودکان است :

مشکلات سلامتی و رشدی : سوء تغذیه و عدم تغذیه کافی می تواند بر روی رشد و عملکرد مغز تاثیر بگذارد. عدم نظارت بر سلامتی و واکسیناسیون به موقع کودکان می تواند باعث مشکلات و بیماری های بسیاری زیادی در آنها گردد.

مشکلات اجتماعی و رفتاری : این کودکان مشکلات زیادی برای برقراری ارتباطات سالم خواهند داشت و ممکن است دچار اختلالات رفتاری و یا محروم ماندن از مشارکت های اجتماعی شوند.

مشکلات احساسی و روحی : بی توجهی ممکن است باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلالات ذهنی و احساسی زیادی در کودکان شود. عدم و کمبود اعتماد به نفس ، مشکلات اعتماد کردن با دیگران تنها برخی از این مشکلات هستند.

عوارض بی توجهی به کودک

انواع برخورد والدین با فرزندان

در مسألۀ تربیت ، خانواده ها را از منظر برخورد والدین با فرزندان ، می توان به سه گروه کلی تقسیم نمود :

الف. خانواده های مستبد(خودکامه) : الگوی تربیتی در این خانواده ها ، بر مبنای سخت گیری های بی مورد ، تنبیه بدنی ، دستورات پی در پی و انتظارات بی جا ، عدم احترام به فرزندان ، عدم توجه به احساسات و عواطف و اجازۀ اظهار نظر به فرزندان در دستور کار قرار دارد.

بی توجهی به کودکان در خانواده های مستبد

بی توجهی به کودکان در خانواده های مستبد

فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند عموماً گرفتار ویژگیهای زیر می شوند :

۱- احساس حقارت و کوچک بودن می کنند.

۲- شخصیت مستقل ندارند.

۳- از خودباوری و اعتماد بنفس تهی اند.

۴- به توانمندی های خود واقف نیستند.

۵- نسبت به دیگران افکار منفی دارند.

۶- بیشتر به دیگران متکی اند.

۷- قدرت تصمیم گیری ندارند.

۸- استعداد و خلاقیت کمتری از خود نشان می دهند.

۹- از انجام یک وظیفه به خوبی بر نمی آیند.

۱۰- دارای اختلالات روانی هستند.

۱۱- و از همه مهمتر با والدین و اطرافیان خود دچار کشمکش و درگیری اند و از با اصول و فرهنگ خانوادۀ خود به شدت تعارض دارند.

ب : . خانواده های مداراگر : الگوی تربیتی در این خانواده ها ، بر مبنای مدارای شدید و دادن آزادی عملافراطی به فرزندان ، تسلیم در برابر خواسته هاشان ، توجه بیش از حد به تمایلات و خواسته های فرزندان شکل گرفته است.

تربیت کودک در خانواده های مداراگر

تربیت کودک در خانواده های مداراگر

فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند عموماً گرفتار ویژگیهای زیر می شوند :

  • فقدان احترام و سپاسگذاری به والدین
  • مسئولیت پذیر نیستند.
  • از رشد عاطفی و اجتماعی بسیار پائینی برخوردارند.
  • هنگام ورود به جامعه پرخاشگرند و خود از از همه طلبکار می دانند.
  • اگر در گروه پرخاشگر قرار گیرند احتمال بزهکاری آنها زیاد است.
  • رفتارهای دیگران را نمی پذیرند.
  • دچار خود بزرگ بینی اند و خود را مهم تر از دیگران می دانند.

ج : خانواده های آزادمنش (معتدل) : الگوی تربیتی در این خانواده ها ، بر مبنای نظارت و کنترل دقیق بر رفتار فرزندان ، تکریم و ارزش گذاری ، استفاده از اظهار نظر ایشان ، مشارکت دادن در تصمیم گیری ها با فرزندان ، برخورد منطقی و مستدل ، پرهیز از تنبیه بدنی ، پذیرش فرزندان با نقاط ضعفشان ، گوش دادن به سخنان فرزندان ، اختصاص وقت مخصوصی برای فرزندان ، احترام به توانمندی های ایشان و ابراز مداوم توجه و محبت به فرزندان شکل گرفته است.

تربیت کودک در خانواده های آزادمنش

تربیت کودک در خانواده های آزادمنش

نتیجه ای که از این الگوی تربیتی حاصل می شود و فرزندانی که در این خانواده ها پرورش می یابند به قرار زیر است :

  • دارای اعتماد بنفس لازم هستند.
  • برای کسب استقلال خود تلاش می کنند.
  • دارای ابتکار و خلاقیت و سازندگی هستند.
  • می توانند در اوج مسئولیت پذیری باشند.
  • معمولاً تضادی با والدین ندارند.
  • در اوج سازگاری با اصول ، فرهنگ و انتظارات منطقی اطرافیان هستند.
  • نگران و مضطرب نیستند.
  • از والدین حرف شنوی لازم را دارند.
  • نسبت به احساسات و عواطف دیگران پذیرائی لازم را دارند.
  • فردی آرام با خلق و خوی معتدل هستند.

نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود عبارت از این است که در عصر ارتباطات و دورانی که بدلیل تأثیرات وسیع و عمیق محیطی بر نسل امروزی زمینه های گسست فرهنگی ، اخلاقی و اعتقادی فرزندان و والدین به شدت وجود دارد ، برای به حداقل رساندن این فاصله و شکاف و تقویت ارتباطات صحیح فی مابین و حفظ گرمای موجود کانون خانواده ، می بایست خانواده ها بر انتخاب الگوی صحیح تربیتی دقت و اتفاق نظر داشته باشند.

بدون شک با توجه به ویژگی هائی که در بارۀ الگوها و مدل های تربیتی سه گانه برشمردیم ، الگوی سوم (خانواده های آزادمنش) مناسب ترین و کارسازترین الگو برای تأمین خواست و آرزوی هر خانواده ای است. و به همین میزان که این الگو ، والدین را به نمونۀ خانوادۀ موفق و فرزندانی سازگار و آرام و ارزشمند نزدیک می کند ، بکارگیری از دو مدل دیگر ، یعنی الگوی مستبد و مداراگر ، خانواده را از مسیر اصلی توفیق و آرامش ، که موهبتی الهی به خانواده است دور و دورتر می کند.

علت رفتار های غلط والدین با کودکان

علت رفتار های غلط والدین با کودکان

رفتارهای اشتباه والدین و تأثیرات منفی ای که در آینده در زندگی کودکان خواهند داشت

می خواهید کنترل همه چیز را به عهده بگیرید

پدر و مادرها گاهی یادشان می رود که فرزندانشان بزرگ شده اند و می توانند برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند. اگر شما فرزندانتان را مدام تحت کنترل داشته باشید ، آنها از نظر احساسی بزرگ نمی شوند و در آینده نیز قادر به برقراری ارتباطی موثر با اطرافیان شان نخواهند بود.

در واقع آنها نمی توانند یک رابطه عاطفی سالم داشته باشند زیرا توان تصمیم گیری ندارند و به تنها چیزی که فکر می کنند ، خودشان است. همین باعث می شود که آنها مدام با دیگران اختلاف نظر و جر و بحث داشته باشند.

به کودکان ابراز عشق نمی کنید

کودکان ، پدر و مادرها را نه تنها مهمترین افراد زندگی خود ، بلکه مهم ترین افراد جهان می دانند. با این اوصاف ، اگر کودکی عشق و علاقه لازم را از پدر و مادرش دریافت نکند ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ طبیعی ست که عزت نفس او زیر سؤال می رود ، طوری که خود را نیز دیگر دوست نخواهد داشت. این نوع تفکر در آینده روی نگاه کودک به ظاهرش هم تأثیرگذار می باشد. از این رو ، او مدام از اندام یا چهره اش ایراد می گیرد و دست به جراحی های پلاستیک برای تغییر خود ، می زند.

برخی از والدین به جای رفع معایب خود ، روی بچه هایشان زوم می کنند. تمام تلاش آنها ب این است که کمبودهای عاطفی خود را توسط فرزندانشان جبران کنند. از این رو به شدت آنها را تحت کنترل خود در می آورند. آیا فردی که مدام تحت کنترل باشد ، خوشحال خواهد بود؟ بنابراین سعی کنیم که احساسات خود را صادقانه با کودکانمان در میان بگذاریم.

در مقابل آنها مدام دعوا می کنید

کودکانی که مدام نظاره گر مشاجره پدر و مادران خود بوده اند ، در بزرگسالی 2 نوع رفتار از خود نشان می دهند : یا از بحث کردن بیزارند و به شدت از آن دوری می کنند یا این که مدام در پی آزار رساندن به دیگران هستند.

در این شرایط ، دخترا سعی می کنند به مردان نشان دهند که از آنها قوی ترند و پسرها عین رفتار پدرهایشان را تکرار می کنند. در برخی مواد ، آنها متوجه رفتار اشتباهشان می شوند و برای دوری از آن به مواد مخدر یا الکل روی می آورند.

تاثیر رفتار والدین بر فرزندان

درخواست های غیرممکن از آنها دارید

کودکان به والدین خود اعتماد کامل دارند ، به همین دلیل تمام تلاش خود را برای انجام خواسته های آنها می کنند . اما اگر در این راه شکست بخورند ، خود را سرزنش کرده و احساس می کنند که لیاقت عشق آنها را ندارند.

زندگی با این نوع پدر و مادرها بسیار مشکل است. فرزندان این نوع والدین باید مدام در پی برطرف کردن خواسته ها و انتظارات غیر واقعی آنها باشند. در واقع آنها مدام در حال دویدن و رسیدن به موفقیت هستند ، اگر هم شکست بخورند ، افسرده و دلسرد می شوند. این نوع رفتار نه تنها به خود پدر و مادر ، بلکه به فرزندان آنها نیز آسیب می رساند و آنها را از لذت بردن از زندگی باز می دارد.

قدرت تصمیم گیری را از فرزندانتان سلب می کنید

گرفتن تصمیمات برای فرزندان در واقع گرفتن فرصت مستقل بودن از آنها است . هر کودکی باید این حق را داشته باشد که برای زندگی خود تصمیم بگیرد ، البته این بدین معنی نیست که پدر و مادر هیچ دخالتی در آن نداشته باشند ، بلکه آنها باید نظارت و حمایت های لازم را داشته باشند.

اگر کودکی قادر به تصمیم گیری نباشد ، نمی تواند مشکلات خود را حل کند . به همین دلیل در زمان بزرگسالی نیز در تصمیم گیری ، نیازمند تائید دیگران می باشد . در واقع آنها نمی توانند جایگاهشان را در جهان پیدا کنند ، چون هیچوقت نمی دانند که دقیقاً از زندگی می خواهند.

به عنوان یک پدر ، توجه کافی به فرزند خود ندارید

فرقی نمی کند که فرزند شما دختر باشد یا پسر ، عدم توجه شما به عنوان پدر ، تاثیر منفی در شخصیت او در بزرگسالی خواهد گذاشت. شجاعت و رشد شخصی کودک تا حد زیادی وابسته به پدر است. در این شرایط ، اگر کودک توجه لازم را از پدرش دریافت نکند ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

پسرها معمولاً به تقلید از پدر ، رفتار می کنند و دخترها نیز در برقراری یک رابطه رمانتیک به مشکل بر می خورند. مشکل اینجاست که دخترها معمولا مردی را انتخاب می کنند که شبیه پدرشان باشد ، بنابراین طبیعی ست که در این شرایط با سردرگمی روبه رو شده و حس بدبینی نسبت به تمام مردان پیدا خواهند کرد.

بی توجهی والدین به فرزندان

سرکوب کردن احساسات کودکان

گاهی پدر و مادرها کودکان را به خاطر رفتاری ، سرزنش می کنند. به عنوان مثال در شرایط مختلف به آنها می گویند : «پسر که گریه نمی کند» ، «تو که بچه نیستی» ، «گریه نکن» و... این جملات برای کودکان نه تنها آموزنده نیست بلکه سرکوب شدن احساسات او نیز خواهد شد.

هر چه کنترل فرد روی احساساتش بیشتر باشد ، منزوی تر می شود. این افراد در بزرگسالی قادر به تقسیم احساسات شان با دیگران نیستند یا در زمان های عصبانیت ، آنقدر خودخوری می کنند تا ناگهان یک جایی به بدترین شکل ممکن از کوره در می روند.

علاقه و توجه خود را به فرزندان نشان دهید

برای اینکه توجه خود را به فرزندان نشان دهید به دنبال فرصت هایی برای دادن پاداش به او باشید .د وقتی حرف از پاداش به میان می آید اغلب والدین فکر می کنند منظور فقط پول و هدیه است.

اما در حقیقت زمانی که برای فرزندتان صرف می کنید ، پختن غذای مورد علاقه اش ، بیان کلمات محبت آمیز در برخورد با او و حتی در آغوش گرفتنش هم پاداش است. البته گاهی اوقات خرید وسایل مورد علاقه کودکان ، باعث خوشحالی زیاد آنها می شود.

عشق همه ی آن چیزی است که نیاز داریم این عبارت را خیلی شنیده ایم و به آن باور داریم. خیلی از پدر و مادرها می گویند : «خُب معلومه ما بچه مون رو دوست داریم.» اما فراموش می کنند که شنیدن مکرر «دوستت دارم» معجزه می کند. همه ی ما به احساس عشق نیاز داریم. دوست داشته شدن ، اعتماد به نفس مان را در روابط ، محیط کار و زندگی بالا می برد.

بنابراین سعی کنید دفعات بیشتری به فرزند خود ابراز عشق کنید . متأسفانه ابراز محبت و در آغوش گرفتن آنها کمتر می شود ، گاه فراموش می کنیم که هنوز هم مثل دوران کودکی شان به آغوش ما نیاز دارند.

نوجوان تان را هر روز 12 بار به آغوش بکشید و به او اطمینان بدهید که هیچ روزی بدون ابراز عشق به او نمی گذرد. برای ابراز محبت به نوجوان تان عبارت های مانند بهت افتخار می کنم؛خیلی دوستت دارم؛تو فرشته ی منی؛تو بهترین بچه ی روی زمینی؛تو هدیه ی خدا به منی را زیاد بکار ببرید.

نوازش انواع مختلفی دارد که شامل نوازش های کلامی مانند ابراز محبت و تشویق و تحسین نوجوانان ، نوازش های لمسی مانند بوسیدن ، در آغوش گرفتن نوجوانان و نوازش هایی از طریق زبان بدن مانند نگاه های محبت آمیز می شود.

بازدید : 3,508 بار
کودک تنها | بی توجهی به کودکان و عواقب آن
5.0
out of
5
(
1
) votes

نوشتن نظرات

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی دور از فرهنگ ایرانی ما است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.


تصویر امنیتی

کاربران آنلاین : 6,370